{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
مدیر بحران
در واژهنامه ترجمیک
متاسفانه جستجوی دقیق عین این کلمه یا عبارت، نتیجهای دربرنداشت.
معنی مدیر بحران, معنی مدیر بحران, معنی kbdc fpcاj, معنی اصطلاح مدیر بحران, معادل مدیر بحران, مدیر بحران چی میشه؟, مدیر بحران یعنی چی؟, مدیر بحران synonym, مدیر بحران definition,
معنی shrink
,
ترجمه shrink
به فارسی,
معنی Inefficiency
,
ترجمه Inefficiency
به انگلیسی,
معنی Active
,
ترجمه Active
به انگلیسی,
معنی برقی زدن، جوش دادن لاستیک را بوسایل شیمیایی جوش دادن و محکم کردن، جوش ,
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی